پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی

غزلیات

۳۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ این ماه که جا به بام دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۲ نه ضعف تن ز جانم سیر دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ لعل جانان یارب از جان ساختند
  4. شمارهٔ ۱۲۴ گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  6. شمارهٔ ۱۲۶ هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  7. شمارهٔ ۱۲۷ گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  8. شمارهٔ ۱۲۸ خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  9. شمارهٔ ۱۲۹ شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  10. شمارهٔ ۱۳۰ گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  11. شمارهٔ ۱۳۱ گلعذاران نگار من نگرید
  12. شمارهٔ ۱۳۲ چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  13. شمارهٔ ۱۳۳ گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  14. شمارهٔ ۱۳۴ دایم به تو این گرمی بازار نماند
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
  16. شمارهٔ ۱۳۶ آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
  17. شمارهٔ ۱۳۷ قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
  18. شمارهٔ ۱۳۸ شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ز ما ترک سهی‌قدان رعنا برنمی‌آید
  21. شمارهٔ ۱۴۱ گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
  22. شمارهٔ ۱۴۲ خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید
  23. شمارهٔ ۱۴۳ نمی‌گویم ترا مهر و وفا اصلا نمی‌باشد
  24. شمارهٔ ۱۴۴ بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
  25. شمارهٔ ۱۴۵ بهار آمد و یار کسی نمی‌آید
  26. شمارهٔ ۱۴۶ آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
  27. شمارهٔ ۱۴۷ در نیکوئی آفت جهان شد
  28. شمارهٔ ۱۴۸ غمین عشق غم روزگار کم دارد
  29. شمارهٔ ۱۴۹ جلوه که آن تازه جوان می کند
  30. شمارهٔ ۱۵۰ نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ
  31. شمارهٔ ۱۵۱ دل به نازی برد از من باز طناز دگر
  32. شمارهٔ ۱۵۲ بی وفا یار من از یاری من عار مدار
  33. شمارهٔ ۱۵۳ خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
  34. شمارهٔ ۱۵۴ دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ما را چو تو نیست یار دیگر
  36. شمارهٔ ۱۵۶ روی تو یا آفتابست ای پسر
  37. شمارهٔ ۱۵۷ هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر
  38. شمارهٔ ۱۵۸ زان نور دو دیده تا شوم دور
  39. شمارهٔ ۱۵۹ از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
  40. شمارهٔ ۱۶۰ نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
  41. شمارهٔ ۱۶۱ روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
  42. شمارهٔ ۱۶۲ بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
  43. شمارهٔ ۱۶۳ به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
  44. شمارهٔ ۱۶۴ شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
  45. شمارهٔ ۱۶۵ گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس
  46. شمارهٔ ۱۶۶ غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس
  47. شمارهٔ ۱۶۷ نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
  48. شمارهٔ ۱۶۸ گر بهای می ستاند خرقه پیر می‌فروش
  49. شمارهٔ ۱۶۹ شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
  51. شمارهٔ ۱۷۱ دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
  52. شمارهٔ ۱۷۲ مهی دارم ندیده کس مثالش
  53. شمارهٔ ۱۷۳ اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
  54. شمارهٔ ۱۷۴ دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
  55. شمارهٔ ۱۷۵ به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
  56. شمارهٔ ۱۷۶ ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
  57. شمارهٔ ۱۷۷ منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
  58. شمارهٔ ۱۷۸ از عشق تو در ملالتم کاش
  59. شمارهٔ ۱۷۹ با ناله و آه همنشین باش
  60. شمارهٔ ۱۸۰ به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض

متن اشعار به نقل از گنجور.