پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

لعل جانان یارب از جان ساختند

یا که جان از لعل جانان ساختند

مرده را جان می دهد لعلش مگر

لعل جان از آب حیوان ساختند

یارب این حور است مثل آدمی

یا پری را شکل انسان ساختند

زان خط و خال آه، کاحوال مرا

همچو زلف خود پریشان ساختند

ساختند آنان که روی و موی تو

صبح وصل و شام هجران ساختند

در دلم دادند جا عشق تو را

گنج در ویرانه پنهان ساختند

جامه ی صبر مرا دور از تو چاک

از گریبان تا بدامان ساختند

عشق را نازم گر آن بر من رفیق

هر چه مشکل بود آسان ساختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد
  2. شمارهٔ ۱۲۶هر که را یاد تو در دل نفسی می آید
  3. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  4. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  5. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  7. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
  8. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.