پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد

بس جهاندیده که رسوای جهان خواهد شد

ور چنین خون شودم دل دل خونگشته ی من

همره اشک به کوی تو روان خواهد شد

زان پری پیکر اگر کاهد از اینگونه تنم

چون پری پیکرم از دیده نهان خواهد شد

می کنم از تو نهان عشق خود و می دانم

کآخر این راز نهان بر تو عیان خواهد شد

شد کنون سینه سپر تیغ ترا از پس مرگ

استخوانم به خدنگ تو نشان خواهد شد

شاد و غمگین مشو از راحت و محنت که اگر

می شود گاه چنین گاه چنان خواهد شد

توبه کردم چو شدم پیر و ندانستم حیف

که اگر باده خورد پیر، جوان خواهد شد

آنکه دارد سر سلطانی عالم چو رفیق

از گدایان در پیر مغان خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
  2. شمارهٔ ۱۲۸خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند
  3. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  4. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  5. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
  6. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  7. شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  8. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.