پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود

نیست چندانی که آن مه مهربان من شود

بی تو ای آرام جان تنها به کنج بی کسی

جز خیالت کیست تا آرام جان من شود

خانه ی دل را ز یاد غیر خالی کرده ام

جای آن دارد که یارم میهمان من شود

من که راز عشق را از یار می دارم نهان

مدعی کی آگه از راز نهان من شود

جان دهم از درد پیش او ننالم تا مباد

خاطر او رنجه از آه و فغان من شود

این غزل مقبول اهل طبع می گردد رفیق

گر قبول طبع یار نکته دان من شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذرد
  2. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  3. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
  4. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  5. شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  6. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
  7. شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
  8. شمارهٔ ۱۳۶آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.