شعر فارسی
اشعار معروف فارسی با معنی و ترجمه
ماندگارترین شعرهای فارسی، از رودکی و فردوسی تا حافظ و پروین اعتصامی؛ هر شعر با معنی ساده، ترجمهی انگلیسی و داستان پشت آن.
سعدی
بنی آدم اعضای یکدیگرند
بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند معنی و ترجمه ← مولوی بشنو این نی چون شکایت میکند بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند معنی و ترجمه ← فردوسی توانا بود هر که دانا بود توانا بُوَد هر که دانا بُوَد
ز دانش، دل پیر، بُرنا بود معنی و ترجمه ← حافظ یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور معنی و ترجمه ← خیام این قافلهی عمر عجب میگذرد این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد معنی و ترجمه ← خیام از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن معنی و ترجمه ← خیام اسرار ازل را نه تو دانی و نه من اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا، نه تو خوانی و نه من معنی و ترجمه ← سعدی میازار موری که دانهکش است میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است معنی و ترجمه ← سعدی ای ساربان آهسته رو ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود معنی و ترجمه ← حافظ دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند معنی و ترجمه ← حافظ اگر آن ترک شیرازی اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را
به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را معنی و ترجمه ← حافظ الا یا ایها الساقی اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها معنی و ترجمه ← رودکی بوی جوی مولیان آید همی بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی معنی و ترجمه ← مولوی مرده بدم زنده شدم مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم معنی و ترجمه ← مولوی بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست معنی و ترجمه ← پروین اعتصامی مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت: ای دوست! این پیراهن است، افسار نیست! معنی و ترجمه ← حافظ درخت دوستی بنشان درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آرد معنی و ترجمه ← حافظ سالها دل طلب جام جم از ما میکرد سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد معنی و ترجمه ← باباطاهر ز دست دیده و دل هر دو فریاد ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند، دل کند یاد معنی و ترجمه ← حافظ بیا تا گل برافشانیم بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم معنی و ترجمه ← حافظ روز وصل دوستداران یاد باد روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد معنی و ترجمه ← خیام ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست معنی و ترجمه ← خیام ای کاش که جای آرمیدن بودی ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی معنی و ترجمه ← مولوی این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
از خواجه بپرسید که این خانه چه خانهست معنی و ترجمه ← وحشی بافقی دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید معنی و ترجمه ← سعدی یکی را که در بند بینی مخند یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند معنی و ترجمه ← فردوسی (منسوب) بسی رنج بردم در این سال سی هر آن کس که شعر مرا کرد پست
نگیردش گردون گردنده دست معنی و ترجمه ←
که در آفرینش ز یک گوهرند معنی و ترجمه ← مولوی بشنو این نی چون شکایت میکند بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند معنی و ترجمه ← فردوسی توانا بود هر که دانا بود توانا بُوَد هر که دانا بُوَد
ز دانش، دل پیر، بُرنا بود معنی و ترجمه ← حافظ یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور معنی و ترجمه ← خیام این قافلهی عمر عجب میگذرد این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد معنی و ترجمه ← خیام از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن معنی و ترجمه ← خیام اسرار ازل را نه تو دانی و نه من اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا، نه تو خوانی و نه من معنی و ترجمه ← سعدی میازار موری که دانهکش است میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است معنی و ترجمه ← سعدی ای ساربان آهسته رو ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود معنی و ترجمه ← حافظ دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند معنی و ترجمه ← حافظ اگر آن ترک شیرازی اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را
به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را معنی و ترجمه ← حافظ الا یا ایها الساقی اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها معنی و ترجمه ← رودکی بوی جوی مولیان آید همی بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی معنی و ترجمه ← مولوی مرده بدم زنده شدم مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم معنی و ترجمه ← مولوی بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست معنی و ترجمه ← پروین اعتصامی مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت: ای دوست! این پیراهن است، افسار نیست! معنی و ترجمه ← حافظ درخت دوستی بنشان درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آرد معنی و ترجمه ← حافظ سالها دل طلب جام جم از ما میکرد سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد معنی و ترجمه ← باباطاهر ز دست دیده و دل هر دو فریاد ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند، دل کند یاد معنی و ترجمه ← حافظ بیا تا گل برافشانیم بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم معنی و ترجمه ← حافظ روز وصل دوستداران یاد باد روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد معنی و ترجمه ← خیام ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست معنی و ترجمه ← خیام ای کاش که جای آرمیدن بودی ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی معنی و ترجمه ← مولوی این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
از خواجه بپرسید که این خانه چه خانهست معنی و ترجمه ← وحشی بافقی دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید معنی و ترجمه ← سعدی یکی را که در بند بینی مخند یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند معنی و ترجمه ← فردوسی (منسوب) بسی رنج بردم در این سال سی هر آن کس که شعر مرا کرد پست
نگیردش گردون گردنده دست معنی و ترجمه ←
متن اشعار به نقل از گنجور؛ معنی و ترجمهی انگلیسی از تحریریهی سرتیترها.