پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

شعر فارسی

اشعار معروف فارسی با معنی و ترجمه

ماندگارترین شعرهای فارسی، از رودکی و فردوسی تا حافظ و پروین اعتصامی؛ هر شعر با معنی ساده، ترجمه‌ی انگلیسی و داستان پشت آن.

سعدی بنی آدم اعضای یکدیگرند بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
معنی و ترجمه ←
مولوی بشنو این نی چون شکایت می‌کند بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جدایی‌ها حکایت می‌کند
معنی و ترجمه ←
فردوسی توانا بود هر که دانا بود توانا بُوَد هر که دانا بُوَد
ز دانش، دل پیر، بُرنا بود
معنی و ترجمه ←
حافظ یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
معنی و ترجمه ←
خیام این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد
دریاب دمی که با طرب می‌گذرد
معنی و ترجمه ←
خیام از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
معنی و ترجمه ←
خیام اسرار ازل را نه تو دانی و نه من اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا، نه تو خوانی و نه من
معنی و ترجمه ←
سعدی میازار موری که دانه‌کش است میازار موری که دانه‌کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
معنی و ترجمه ←
سعدی ای ساربان آهسته رو ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود
وآن دل که با خود داشتم، با دل‌سِتانم می‌رود
معنی و ترجمه ←
حافظ دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
معنی و ترجمه ←
حافظ اگر آن ترک شیرازی اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را
به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
معنی و ترجمه ←
حافظ الا یا ایها الساقی اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها
معنی و ترجمه ←
رودکی بوی جوی مولیان آید همی بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی
معنی و ترجمه ←
مولوی مرده بدم زنده شدم مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
معنی و ترجمه ←
مولوی بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
معنی و ترجمه ←
پروین اعتصامی مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت: ای دوست! این پیراهن است، افسار نیست!
معنی و ترجمه ←
حافظ درخت دوستی بنشان درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بی‌شمار آرد
معنی و ترجمه ←
حافظ سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد
معنی و ترجمه ←
باباطاهر ز دست دیده و دل هر دو فریاد ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند، دل کند یاد
معنی و ترجمه ←
حافظ بیا تا گل برافشانیم بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
معنی و ترجمه ←
حافظ روز وصل دوستداران یاد باد روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
معنی و ترجمه ←
خیام ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
معنی و ترجمه ←
خیام ای کاش که جای آرمیدن بودی ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
معنی و ترجمه ←
مولوی این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست
از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه‌ست
معنی و ترجمه ←
وحشی بافقی دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید
معنی و ترجمه ←
سعدی یکی را که در بند بینی مخند یکی را که در بند بینی مخند
مبادا که ناگه درافتی به بند
معنی و ترجمه ←
فردوسی (منسوب) بسی رنج بردم در این سال سی هر آن کس که شعر مرا کرد پست
نگیردش گردون گردنده دست
معنی و ترجمه ←

متن اشعار به نقل از گنجور؛ معنی و ترجمه‌ی انگلیسی از تحریریه‌ی سرتیترها.