پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

وحشی بافقی

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید

داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید

قصهٔ بی‌سر و سامانیِ من، گوش کنید

گفت‌وگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید

شرحِ این آتشِ جان‌سوز، نگفتن تا کی؟

سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟

روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم

ساکنِ کویِ بتِ عربده‌جویی بودیم

درباره‌ی این شعر

آغاز ترکیب‌بند مشهور «شرح پریشانی» از وحشی بافقی (قرن دهم)، که با صدای خوانندگان معاصر هم شهرت دوباره یافته است.

معنی ساده

دوستان، شرح پریشانی من و داستان غم پنهانم را بشنوید؛ قصه‌ی بی‌سروسامانی و سرگشتگی‌ام را گوش کنید. تا کی این آتش جان‌سوز را نگویم؟ سوختم؛ تا کی این راز را پنهان کنم؟ روزگاری من و دلم در کوی یاری تندخو و بهانه‌جو ساکن بودیم.

English translation

Friends, listen to the tale of my distress, listen to the story of my hidden sorrow. Listen to the tale of my lost and homeless state, to my words and to my bewilderment. How long must I leave unspoken this soul-burning fire? I burned, I burned — how long must I hide this secret? There was a time when my heart and I lived on one street, in the lane of a quarrelsome idol.

پرسش‌های رایج

شعر «دوستان شرح پریشانی من گوش کنید» از کیست؟

این شعر از وحشی بافقی است. آغاز ترکیب‌بند مشهور «شرح پریشانی» از وحشی بافقی (قرن دهم)، که با صدای خوانندگان معاصر هم شهرت دوباره یافته است.

معنی شعر «دوستان شرح پریشانی من گوش کنید» چیست؟

دوستان، شرح پریشانی من و داستان غم پنهانم را بشنوید؛ قصه‌ی بی‌سروسامانی و سرگشتگی‌ام را گوش کنید. تا کی این آتش جان‌سوز را نگویم؟ سوختم؛ تا کی این راز را پنهان کنم؟ روزگاری من و دلم در کوی یاری تندخو و بهانه‌جو ساکن بودیم.

اشعار معروف دیگر

بنی آدم اعضای یکدیگرند (سعدی) بشنو این نی چون شکایت می‌کند (مولوی) توانا بود هر که دانا بود (فردوسی) یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور (حافظ) این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد (خیام) از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن (خیام) اسرار ازل را نه تو دانی و نه من (خیام) میازار موری که دانه‌کش است (سعدی) ای ساربان آهسته رو (سعدی) دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند (حافظ) اگر آن ترک شیرازی (حافظ) الا یا ایها الساقی (حافظ) بوی جوی مولیان آید همی (رودکی) مرده بدم زنده شدم (مولوی) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست (مولوی) مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) (پروین اعتصامی) درخت دوستی بنشان (حافظ) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد (حافظ) ز دست دیده و دل هر دو فریاد (باباطاهر) بیا تا گل برافشانیم (حافظ) روز وصل دوستداران یاد باد (حافظ) ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست (خیام) ای کاش که جای آرمیدن بودی (خیام) این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست (مولوی) یکی را که در بند بینی مخند (سعدی) بسی رنج بردم در این سال سی (فردوسی (منسوب))

منبع متن: وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی در گنجور. معنی و ترجمه‌ی انگلیسی از تحریریه‌ی سرتیترها.