سعدی
بنی آدم اعضای یکدیگرند
بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنتِ دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی
بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنتِ دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
از حکایت دهم باب اول گلستان. این سه بیت از شناختهشدهترین شعرهای فارسی در جهان است و بهعنوان پیام همبستگی انسانی بارها در مجامع بینالمللی نقل شده است.
همهی انسانها مانند اعضای یک پیکرند، چون از یک گوهر و ریشه آفریده شدهاند. وقتی روزگار یک عضو را به درد بیاورد، عضوهای دیگر هم آرام نمیگیرند. تو که از رنج دیگران غمی به دل راه نمیدهی، شایسته نیست نام «انسان» بر تو بگذارند.
The children of Adam are limbs of one another, for in their creation they share one essence. When time brings pain to one limb, the other limbs can find no rest. You who feel no sorrow for the suffering of others do not deserve to be called human.
این شعر از سعدی است. از حکایت دهم باب اول گلستان. این سه بیت از شناختهشدهترین شعرهای فارسی در جهان است و بهعنوان پیام همبستگی انسانی بارها در مجامع بینالمللی نقل شده است.
همهی انسانها مانند اعضای یک پیکرند، چون از یک گوهر و ریشه آفریده شدهاند. وقتی روزگار یک عضو را به درد بیاورد، عضوهای دیگر هم آرام نمیگیرند. تو که از رنج دیگران غمی به دل راه نمیدهی، شایسته نیست نام «انسان» بر تو بگذارند.
منبع متن: سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰ در گنجور. معنی و ترجمهی انگلیسی از تحریریهی سرتیترها.