پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

حافظ

درخت دوستی بنشان

درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد

نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمانِ خراباتی به عزت باش با رندان

که دردِ سر کشی جانا! گرت مستی خمار آرد

شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگارِ ما

بسی گردش کُنَد گردون، بسی لیل و نهار آرد

عَماری‌دارِ لیلی را که مَهدِ ماه در حکم است

خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

درباره‌ی این شعر

غزل ۱۱۵ دیوان حافظ؛ بیت نخست آن از پندآموزترین بیت‌های حافظ درباره‌ی دوستی و دشمنی است.

معنی ساده

درخت دوستی بکار که آرزوی دل را به بار می‌آورد، و نهال دشمنی را از ریشه بکن که رنج بی‌شمار می‌آورد. با اهل دل به احترام رفتار کن. شب همنشینی را غنیمت بدان، چون پس از ما روزگار بارها می‌چرخد و شب و روزهای بسیار می‌آورد. خدایا در دل آن کس که کجاوه‌ی لیلی در دست اوست بینداز که گذرش را به سوی مجنون کج کند.

English translation

Plant the tree of friendship, for it bears the heart's desire; uproot the sapling of enmity, for it brings countless pain. As a guest of the tavern, treat the free spirits with honor, for if drink brings you a hangover, you will need their kindness. Count the night of companionship a treasure, for after our time the sky will turn many times and bring many nights and days. The one who leads Layla's litter, who holds the moon's cradle — by God, put it in his heart to pass by Majnun.

پرسش‌های رایج

شعر «درخت دوستی بنشان» از کیست؟

این شعر از حافظ است. غزل ۱۱۵ دیوان حافظ؛ بیت نخست آن از پندآموزترین بیت‌های حافظ درباره‌ی دوستی و دشمنی است.

معنی شعر «درخت دوستی بنشان» چیست؟

درخت دوستی بکار که آرزوی دل را به بار می‌آورد، و نهال دشمنی را از ریشه بکن که رنج بی‌شمار می‌آورد. با اهل دل به احترام رفتار کن. شب همنشینی را غنیمت بدان، چون پس از ما روزگار بارها می‌چرخد و شب و روزهای بسیار می‌آورد. خدایا در دل آن کس که کجاوه‌ی لیلی در دست اوست بینداز که گذرش را به سوی مجنون کج کند.

اشعار معروف دیگر

بنی آدم اعضای یکدیگرند (سعدی) بشنو این نی چون شکایت می‌کند (مولوی) توانا بود هر که دانا بود (فردوسی) یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور (حافظ) این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد (خیام) از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن (خیام) اسرار ازل را نه تو دانی و نه من (خیام) میازار موری که دانه‌کش است (سعدی) ای ساربان آهسته رو (سعدی) دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند (حافظ) اگر آن ترک شیرازی (حافظ) الا یا ایها الساقی (حافظ) بوی جوی مولیان آید همی (رودکی) مرده بدم زنده شدم (مولوی) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست (مولوی) مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) (پروین اعتصامی) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد (حافظ) ز دست دیده و دل هر دو فریاد (باباطاهر) بیا تا گل برافشانیم (حافظ) روز وصل دوستداران یاد باد (حافظ) ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست (خیام) ای کاش که جای آرمیدن بودی (خیام) این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست (مولوی) دوستان شرح پریشانی من گوش کنید (وحشی بافقی) یکی را که در بند بینی مخند (سعدی) بسی رنج بردم در این سال سی (فردوسی (منسوب))

منبع متن: حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵ در گنجور. معنی و ترجمه‌ی انگلیسی از تحریریه‌ی سرتیترها.