خیام
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا، نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
خیام
اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا، نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
از رباعیات منسوب به خیام دربارهی راز آفرینش و محدودیت دانش انسان؛ متن از گزیدهی صادق هدایت در گنجور.
رازهای آغاز آفرینش را نه تو میدانی و نه من، و این معما را نه تو میخوانی و نه من. پشت پرده گفتوگویی دربارهی ما در جریان است؛ وقتی پرده بیفتد، نه تو میمانی و نه من.
The secrets of eternity neither you nor I can know; this riddle neither you nor I can read. Behind the veil there is talk of you and me; when the veil falls, neither you nor I remain.
این شعر از خیام است. از رباعیات منسوب به خیام دربارهی راز آفرینش و محدودیت دانش انسان؛ متن از گزیدهی صادق هدایت در گنجور.
رازهای آغاز آفرینش را نه تو میدانی و نه من، و این معما را نه تو میخوانی و نه من. پشت پرده گفتوگویی دربارهی ما در جریان است؛ وقتی پرده بیفتد، نه تو میمانی و نه من.
منبع متن: خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷ در گنجور. معنی و ترجمهی انگلیسی از تحریریهی سرتیترها.