خیام
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!
خیام
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!
رباعی منسوب به خیام با تصویر بهاری و یادآوری کوتاهی عمر.
ابر آمد و دوباره بر سبزه بارید؛ بیشادی نباید زیست. این سبزهای که امروز تماشاگاه ماست، معلوم نیست فردا که از خاک ما سبزه بروید، تماشاگاه چه کسی باشد.
The cloud came and wept again upon the grass; one should not live without rose-colored wine. This grass that is our pleasure ground today — whose pleasure ground will be the grass that grows from our dust?
این شعر از خیام است. رباعی منسوب به خیام با تصویر بهاری و یادآوری کوتاهی عمر.
ابر آمد و دوباره بر سبزه بارید؛ بیشادی نباید زیست. این سبزهای که امروز تماشاگاه ماست، معلوم نیست فردا که از خاک ما سبزه بروید، تماشاگاه چه کسی باشد.
منبع متن: خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸ در گنجور. معنی و ترجمهی انگلیسی از تحریریهی سرتیترها.