پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فردوسی (منسوب)

بسی رنج بردم در این سال سی

هر آن کس که شعر مرا کرد پست

نگیردش گردون گردنده دست

چو فردوسی اندر زمانه نبود

بد آن بُد که بختش جوانه نبود

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

درباره‌ی این شعر

این بیت مشهور در «هجونامه»ی منسوب به فردوسی آمده است؛ پژوهشگران در انتساب کامل هجونامه به فردوسی تردید دارند، اما این بیت سال‌هاست زبانزد ایرانیان است و از سی سال رنج سراینده برای سرودن شاهنامه می‌گوید.

معنی ساده

هر کس شعر مرا خوار بشمارد، روزگار دستش را نخواهد گرفت. در زمانه کسی چون فردوسی نبود؛ تنها بدیِ کار این بود که بختش یاری نکرد. سی سال رنج بسیار بردم و با این زبان پارسی، عجم (ایران) را زنده کردم.

English translation

Whoever belittled my verse — the turning heavens will never take his hand. There was none in his age like Ferdowsi; his only misfortune was that his luck never bloomed. Great pains I bore through these thirty years; I brought Persia back to life with this Persian tongue.

پرسش‌های رایج

شعر «بسی رنج بردم در این سال سی» از کیست؟

این شعر از فردوسی (منسوب) است. این بیت مشهور در «هجونامه»ی منسوب به فردوسی آمده است؛ پژوهشگران در انتساب کامل هجونامه به فردوسی تردید دارند، اما این بیت سال‌هاست زبانزد ایرانیان است و از سی سال رنج سراینده برای سرودن شاهنامه می‌گوید.

معنی شعر «بسی رنج بردم در این سال سی» چیست؟

هر کس شعر مرا خوار بشمارد، روزگار دستش را نخواهد گرفت. در زمانه کسی چون فردوسی نبود؛ تنها بدیِ کار این بود که بختش یاری نکرد. سی سال رنج بسیار بردم و با این زبان پارسی، عجم (ایران) را زنده کردم.

اشعار معروف دیگر

بنی آدم اعضای یکدیگرند (سعدی) بشنو این نی چون شکایت می‌کند (مولوی) توانا بود هر که دانا بود (فردوسی) یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور (حافظ) این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد (خیام) از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن (خیام) اسرار ازل را نه تو دانی و نه من (خیام) میازار موری که دانه‌کش است (سعدی) ای ساربان آهسته رو (سعدی) دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند (حافظ) اگر آن ترک شیرازی (حافظ) الا یا ایها الساقی (حافظ) بوی جوی مولیان آید همی (رودکی) مرده بدم زنده شدم (مولوی) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست (مولوی) مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) (پروین اعتصامی) درخت دوستی بنشان (حافظ) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد (حافظ) ز دست دیده و دل هر دو فریاد (باباطاهر) بیا تا گل برافشانیم (حافظ) روز وصل دوستداران یاد باد (حافظ) ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست (خیام) ای کاش که جای آرمیدن بودی (خیام) این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست (مولوی) دوستان شرح پریشانی من گوش کنید (وحشی بافقی) یکی را که در بند بینی مخند (سعدی)

منبع متن: فردوسی » هجونامه (منتسب) در گنجور. معنی و ترجمه‌ی انگلیسی از تحریریه‌ی سرتیترها.