پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

حافظ

روز وصل دوستداران یاد باد

روز وصلِ دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران، یاد باد

کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت

بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارِغَند از یادِ من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق‌گزاران یاد باد

درباره‌ی این شعر

غزل ۱۰۳ دیوان حافظ؛ غزلی نوستالژیک درباره‌ی یاد دوستان و روزهای خوش گذشته.

معنی ساده

یاد روزهایی که با دوستان در کنار هم بودیم به خیر. کام من از تلخی غم مانند زهر شده است؛ یاد آوای شادی دوستان به خیر. اگرچه یاران از یاد من غافل‌اند، من هزاران بار از ایشان یاد می‌کنم. در این گرفتاری افتاده‌ام؛ یاد کوشش آن حق‌شناسان به خیر.

English translation

Remember the day of union with those who loved us — remember; remember those days of old — remember. My palate has turned to poison from the bitterness of grief; remember the cheerful cries of the revelers — remember. Though my friends have forgotten me, I send them a thousand remembrances — remember. I have fallen into this snare and sorrow; remember the efforts of those who knew what was due — remember.

پرسش‌های رایج

شعر «روز وصل دوستداران یاد باد» از کیست؟

این شعر از حافظ است. غزل ۱۰۳ دیوان حافظ؛ غزلی نوستالژیک درباره‌ی یاد دوستان و روزهای خوش گذشته.

معنی شعر «روز وصل دوستداران یاد باد» چیست؟

یاد روزهایی که با دوستان در کنار هم بودیم به خیر. کام من از تلخی غم مانند زهر شده است؛ یاد آوای شادی دوستان به خیر. اگرچه یاران از یاد من غافل‌اند، من هزاران بار از ایشان یاد می‌کنم. در این گرفتاری افتاده‌ام؛ یاد کوشش آن حق‌شناسان به خیر.

اشعار معروف دیگر

بنی آدم اعضای یکدیگرند (سعدی) بشنو این نی چون شکایت می‌کند (مولوی) توانا بود هر که دانا بود (فردوسی) یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور (حافظ) این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد (خیام) از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن (خیام) اسرار ازل را نه تو دانی و نه من (خیام) میازار موری که دانه‌کش است (سعدی) ای ساربان آهسته رو (سعدی) دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند (حافظ) اگر آن ترک شیرازی (حافظ) الا یا ایها الساقی (حافظ) بوی جوی مولیان آید همی (رودکی) مرده بدم زنده شدم (مولوی) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست (مولوی) مست و هشیار (محتسب مستی به ره دید) (پروین اعتصامی) درخت دوستی بنشان (حافظ) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد (حافظ) ز دست دیده و دل هر دو فریاد (باباطاهر) بیا تا گل برافشانیم (حافظ) ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست (خیام) ای کاش که جای آرمیدن بودی (خیام) این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست (مولوی) دوستان شرح پریشانی من گوش کنید (وحشی بافقی) یکی را که در بند بینی مخند (سعدی) بسی رنج بردم در این سال سی (فردوسی (منسوب))

منبع متن: حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ در گنجور. معنی و ترجمه‌ی انگلیسی از تحریریه‌ی سرتیترها.