پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند

چون گوی، سرم در خم چوگان تو یابند

گر زانکه بجویند شهیدان وفا را

صد کشته به هر گوشه ی میدان تو یابند

بر دیده نهند از سر تعظیم نکویان

خاری که ز دیوار گلستان تو یابند

عیسی نفسان چاشنی عمر ابد را

چون خضر ز سرچشمه ی حیوان تو یابند

بگشا گره از زلف گره گیر که عشاق

دلهای خود از زلف پریشان تو یابند

بخرام که شرمنده همه سرو قدان را

از جلوه ی شمشاد خرامان تو یابند

در عهد تو تنها نه رفیقست که هر جا

پیمانه کشی هست به پیمان تو یابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
  2. شمارهٔ ۱۳۱گلعذاران نگار من نگرید
  3. شمارهٔ ۱۳۲چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
  4. شمارهٔ ۱۳۳گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
  5. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
  6. شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
  7. شمارهٔ ۱۳۶آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
  8. شمارهٔ ۱۳۷قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.