پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد

بگذشت روز و شمع شب تار من نیامد

مه من که بود شمع شب تار من ندانم

که پس ار وفات من چون به مزار من نیامد

ز کنار غیر گفتم به کنارم آید اما

ز کنار او نرفت و به کنار من نیامد

به رهت ز بیقراران بسی آمدند اما

به ره تو بیقراری به قرار من نیامد

نه همین نیامدم من ز پیت که از ضعیفی

ز پی تو آمدن هم ز غبار من نیامد

منم آن ضعیف صیدی که ز ننگ لاغریها

ز شکار افکنان کس به شکار من نیامد

ز وفا رفیق گفتم که به کارم آید اما

که گذشت کارم از کار و به کار من نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴دایم به تو این گرمی بازار نماند
  2. شمارهٔ ۱۳۵ندانستی گرم شاد از نگاه گاه گاه خود
  3. شمارهٔ ۱۳۶آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری نداد
  4. شمارهٔ ۱۳۷قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
  5. شمارهٔ ۱۳۸شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
  6. شمارهٔ ۱۳۹لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
  7. شمارهٔ ۱۴۰ز ما ترک سهی‌قدان رعنا برنمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۴۱گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.