پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد

ریخت خون بی گناهی را که آهی هم نکرد

نه همین داد کس آن بیداد گر سلطان نداد

گوش بر فریاد داد دادخواهی هم نکرد

خاک راه او شدم شاید که بر من بگذرد

او بر غم من گذر بر خاک راهی هم نکرد

آنکه بی یادش نکردم من شبی روز از وفا

یاد من آن بی وفا سالی و ماهی هم نکرد

داشتم از چشم او چشم نگاه دمبدم

او به سوی من نگاه گاه گاهی هم نکرد

پر مزن لاف وفا ای غیر کان مه از جفا

آنچه با من کرد دایم، با تو گاهی هم نکرد

کی کند سوی رفیق بینوا هرگز نگاه

پادشاهی کو نگاهی سوی شاهی هم نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
  2. شمارهٔ ۱۴۰ز ما ترک سهی‌قدان رعنا برنمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۴۱گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
  4. شمارهٔ ۱۴۲خوشا بادی که با آن باد گرد کوی یار آید
  5. شمارهٔ ۱۴۳نمی‌گویم ترا مهر و وفا اصلا نمی‌باشد
  6. شمارهٔ ۱۴۴بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
  7. شمارهٔ ۱۴۵بهار آمد و یار کسی نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۴۶آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.