پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد

ریخت از تیغ جفا خونم و ممنونم کرد

تا تو در حسن و وفا لیلی ثانی گشتی

در وفای تو جهان ثانی مجنونم کرد

من که افسانه ام امروز به شیرین سخنی

لب شیرین تو از یک سخن افسونم کرد

نه همین کرد جدا بخت بد از یار مرا

کرد هر کار به من طالع وارونم کرد

مدعی از سر کوی تو نرفت این سهل است

رفته رفته ز سر کوی تو بیرونم کرد

در همه شهر ز خوبان به یکی بودم شاد

کرد او نیز ز من دوری و محزونم کرد

هر گه آن سرو روان شعر مرا خواند رفیق

آفرین بر سخن دلکش موزونم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
  2. شمارهٔ ۱۴۷در نیکوئی آفت جهان شد
  3. شمارهٔ ۱۴۸غمین عشق غم روزگار کم دارد
  4. شمارهٔ ۱۴۹جلوه که آن تازه جوان می کند
  5. شمارهٔ ۱۵۰نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ
  6. شمارهٔ ۱۵۱دل به نازی برد از من باز طناز دگر
  7. شمارهٔ ۱۵۲بی وفا یار من از یاری من عار مدار
  8. شمارهٔ ۱۵۳خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.