پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

بی وفا یار من از یاری من عار مدار

عار از یاری یاران وفادار مدار

گاهی از لطف فکن جانب من هم نظری

نظر لطف همین جانب اغیار مدار

خسته زین بیش ز بیماری هجرم مپسند

شربت وصل دریغ از من بیمار مدار

از پرستاری ما پای به یک بار مکش

از نگهداری من دست به یک بار مدار

من خود آزار تو را راحت خود می‌دانم

لطف کن دست ز آزار من زار مدار

مکن از مطرب و می منع من ای شیخ برو

من بتو کار ندارم تو به من کار مدار

بخت یاری کند و یار شود یار رفیق

غم بسیار مخور انده بسیار مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
  2. شمارهٔ ۱۵۵ما را چو تو نیست یار دیگر
  3. شمارهٔ ۱۵۶روی تو یا آفتابست ای پسر
  4. شمارهٔ ۱۵۷هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر
  5. شمارهٔ ۱۵۸زان نور دو دیده تا شوم دور
  6. شمارهٔ ۱۵۹از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
  7. شمارهٔ ۱۶۰نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
  8. شمارهٔ ۱۶۱روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.