پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

ما را چو تو نیست یار دیگر

یار تو چو من هزار دیگر

جز کویت و جز سگت نداریم

یار دگر و دیار دیگر

تا بگذری از رهی بسویم

هر دم من و رهگذار دیگر

صد بارم اگر چو سگ برانی

آیم به در تو بار دیگر

ور از بر من کناره گیری

آیم برت از کنار دیگر

مثل تو به روزگار من نیست

گو باش به روزگار دیگر

آن چشم شکار پیشه گیرد

هر چشم زدن شکار دیگر

جز روی و خطت رفیق را نیست

باغ دگر و بهار دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر
  2. شمارهٔ ۱۵۸زان نور دو دیده تا شوم دور
  3. شمارهٔ ۱۵۹از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
  4. شمارهٔ ۱۶۰نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
  5. شمارهٔ ۱۶۱روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
  6. شمارهٔ ۱۶۲بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
  7. شمارهٔ ۱۶۳به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
  8. شمارهٔ ۱۶۴شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.