پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز

چون سبزه که گردد ز لب آب بقا سبز

گفتم ز خط سبز شود خوبیش افزون

خط گرد لبش سر زد و شد گفته ی ما سبز

سر تا قدم ای سرو بکام دل مایی

بهر دل ما کرده همانات خداسبز

رشک گل و سروی به رخ و قد چه خرامی

چون گل بسر سرو کله سرخ و قبا سبز

یک روز به من سایه نیفکند به عمری

آن سرو که کردم همه عمرش به دعا سبز

خوش آب و هوا شهر و دیاریست چه بودی

گر تخم وفا گشتی از این آب و هوا سبز

شد مهر رفیق از خط او بیش که او را

شد گرد گل از سبزه ی خط، مهر گیا سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس
  2. شمارهٔ ۱۶۷نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
  3. شمارهٔ ۱۶۸گر بهای می ستاند خرقه پیر می‌فروش
  4. شمارهٔ ۱۶۹شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
  5. شمارهٔ ۱۷۰ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
  6. شمارهٔ ۱۷۱دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
  7. شمارهٔ ۱۷۲مهی دارم ندیده کس مثالش
  8. شمارهٔ ۱۷۳اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.