پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

مهی دارم ندیده کس مثالش

فزون از مهر و بیش از حد جمالش

به قد سرو چمن در شرمساریش

به رخ ماه فلک در انفعالش

به دور ماه رخ از هاله خطش

به کنج لعل لب از مشک، خالش

ندیده دیدهٔ گردون نظیرش

نزاده مادر دوران همالش

ز ماه چارده بگذشته در حسن

هنوز از چارده نگذشته سالش

پریشان خاطران آشفته حالان

پریشان خاطر و آشفته حالش

کم از عمری و بیش از ساعتی نیست

شب هجرانش و روز وصالش

دمی خوش، لحظه‌ای خرم نگردد

دلم بی یاد و جانم بی خیالش

رفیق از هجر او گر من ملولم

مبادا از ملال من ملالش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
  2. شمارهٔ ۱۷۵به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
  3. شمارهٔ ۱۷۶ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
  4. شمارهٔ ۱۷۷منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
  5. شمارهٔ ۱۷۸از عشق تو در ملالتم کاش
  6. شمارهٔ ۱۷۹با ناله و آه همنشین باش
  7. شمارهٔ ۱۸۰به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
  8. شمارهٔ ۱۸۱صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.