پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

از عشق تو در ملالتم کاش

این راز نهان نمی شدی فاش

با غیر جفا و صلح تا چند

با من تا کی ستیز و پرخاش

تا چشم بدان نبیندت روی

از دیده مردمان نهان باش

خجلت نکشید چون ز رویت

نقش تو چو می کشید نقاش؟

مشکل که به سر برند باهم

او محتشم و رفیق، اوباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
  2. شمارهٔ ۱۸۱صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
  3. شمارهٔ ۱۸۲بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  4. شمارهٔ ۱۸۳منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  5. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  6. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  7. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  8. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.