پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ

بی تو ای تابنده انجم ز انجم تابان چه حظ

جان غم پرورده را با عیش و با عشرت چکار

با قفس خو کرده را از باغ و از بستان چه حظ

تشنه ی لعل لب یارم من لب تشنه را

بی لب جانبخش یار از چشمه حیوان چه حظ

ذوق داغ و درد اگر دارد دلت دانی که من

می برم از این چه فیض و می کنم از جان چه حظ

گر به جان داغی نباشد باشد از مرهم چه فیض

ور به دل دردی نباشد باشد از درمان چه حظ

وصل خوش باشد نباشد گر ز پی هجران رفیق

ورنه از وصلی که دارد در عقب هجران چه حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  2. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  3. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  4. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  5. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  6. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  7. شمارهٔ ۱۹۰داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  8. شمارهٔ ۱۹۱باور کس نشود قصه ی بیماری دل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.