پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

باور کس نشود قصه ی بیماری دل

تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل

یار بی رحم و به جان من ز گرفتاری دل

کیست یاران که در این حال کند یاری دل

من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند

مردم از زاری من خواب من از زاری دل

دل من روز نیاساید از این چشم پرآب

چشم من شب نکند خواب ز بیداری دل

دل گرانم ز غم دهر بیاور ساقی

قدحی چند می از بهر سبکباری دل

بسکه در زلف تو دلهای پریشان جمعست

شانه را راه در آن نیست ز بسیاری دل

چون نگه دارم از آن رشک پری دل که رفیق

پیش او حد بشر نیست نگهداری دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳آمدی رفتی از برم غافل
  2. شمارهٔ ۱۹۴نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
  3. شمارهٔ ۱۹۵عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
  4. شمارهٔ ۱۹۶چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
  5. شمارهٔ ۱۹۷بیا ای مونس شبهای تارم
  6. شمارهٔ ۱۹۸گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  7. شمارهٔ ۱۹۹پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
  8. شمارهٔ ۲۰۰همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.