پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

گرفتم ز نادیدنت خون نگریم

چو با دیگری بینمت چون نگریم

از آن ماه بی مهر گریم وگرنه

ز بی مهری دور گردون نگریم

نبینم به روی گلی در گلستان

که بر یاد آن روی گلگون نگریم

نبینم به سروی که بر یاد قدت

به صد حسرت ای سرو موزون نگریم

نباشد شبی نیست روزی که بی تو

به صحرا ننالم به هامون نگریم

به خلوت ز غم گریم و تا رقیبان

ز شادی نخندند، بیرون نگریم

همه کس رفیق از غمش گرید و کس

نگرید که من از وی افزون نگریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
  2. شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم
  3. شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
  4. شمارهٔ ۲۰۳ای کرده جوانی تو پیرم
  5. شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  6. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  7. شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  8. شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.