پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم

نمی دانم چه عشق است این چه حسن است این نمی دانم

عیان گر نیست حال این دل مجروح من باری

دلم بشکاف تا بینی جراحتهای پنهانم

چنان مهر توام در جان گرفته جا که مهر تو

برون ناید ز جانم گر برون آید ز تن جانم

طبیبا دردم از یار است از درمان من بگذر

که درمان توام درد است و درد تست درمانم

نمی گردد جدا از روزگارم تیرگی بی تو

ندارد صبح وصل از پی همانا شام هجرانم

جدا زان گل مگو چونی که دور از گلشن وصلش

رفیق آن عندلیبم من که محروم از گلستانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
  2. شمارهٔ ۲۰۳ای کرده جوانی تو پیرم
  3. شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  4. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  5. شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  6. شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم
  7. شمارهٔ ۲۰۸به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
  8. شمارهٔ ۲۰۹نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.