پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

ای کرده جوانی تو پیرم

مپسند که از غمت بمیرم

گر کار به جان رسد دل از جان

برگیرم و از تو برنگیرم

تا طور تو گشت دلپسندم

تا طرز تو گشت دلپذیرم

جز ذکر تو نیست بر زبانم

جز فکر تو نیست در ضمیرم

هر روز ز جان و هر شب از دل

بی روی تو ای مه منیرم

تا کی به ملک رسد خروشم

تا کی به فلک رسد نفیرم

ابروی تو می کشد به تیغم

مژگان تو می زند به تیرم

گوید کشمت به تیغ اما

ترسم بکشد رفیق دیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  2. شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  3. شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم
  4. شمارهٔ ۲۰۸به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
  5. شمارهٔ ۲۰۹نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
  6. شمارهٔ ۲۱۰چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
  7. شمارهٔ ۲۱۱نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم
  8. شمارهٔ ۲۱۲من دوستی به غیر برای تو می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.