پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

تا چند جدا ز یار باشم

از یار جدا فگار باشم

تا چند چو ابر در بهاران

با دیده ی اشکبار باشم

تا کی ز غم جدایی او

بی طاقت و بی قرار باشم

تا چند ز درد آن دلارام

دلخسته و دلفگار باشم

تا چند جدا ز روی آن گل

در دیده ی خلق خوار باشم

تا چند رفیق از غم یار

آواره ی هر دیار باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
  2. شمارهٔ ۲۱۰چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
  3. شمارهٔ ۲۱۱نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم
  4. شمارهٔ ۲۱۲من دوستی به غیر برای تو می‌کنم
  5. شمارهٔ ۲۱۳به قربان قد و بالات گردم
  6. شمارهٔ ۲۱۴هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
  7. شمارهٔ ۲۱۵امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
  8. شمارهٔ ۲۱۶بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.