پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

به قربان قد و بالات گردم

بلاگردان سر تا پات گردم

چه استغنا و ناز است این الهی

فدای ناز و استغنات گردم

به خاک پایت ای بت کارزویم

همین باشد که خاک پات گردم

هلاک عارض زیبات باشم

شهید قامت رعنات گردم

همین گردد مرا در دل شب و روز

که گرد منزل و مأوات گردم

مرا دیدی و گفتی این سگ ماست

به گرد دیدهٔ بینات گردم

رفیق آسا مرا دارد بر آن عشق

که رسوایت شوم شیدات گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
  2. شمارهٔ ۲۱۶بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
  3. شمارهٔ ۲۱۷ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
  4. شمارهٔ ۲۱۸زار از سر کوی یار رفتیم
  5. شمارهٔ ۲۱۹به جانم از غم جانان چه سازم
  6. شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم
  7. شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  8. شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.