پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم

بخرام بر سرم که به پای تو جان دهم

خون مرا بریز که در موقف حساب

نتوانمت ز رشک به داور نشان دهم

گر جان دهم به هجر از آن به که یار را

در بزم غیر بینم و از رشک جان دهم

نامهربان مباش به من آن قدر که دل

بستانم از تو و به مه مهربان دهم

شرمنده از سگان ویم تا به کی رفیق

شبها به ناله درد سر مردمان دهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  2. شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
  3. شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  4. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  5. شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم
  6. شمارهٔ ۲۲۹شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
  7. شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
  8. شمارهٔ ۲۳۱من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.