پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

به عالم حاصلی جز غم ندارم

ولی یک جو غم از عالم ندارم

بجز غم در جهان همدم ندارم

ندارم خاطر خرم ندارم

چنان خو کرده ام با غم که کو غم (؟)

و گر غم هم نباشد غم ندارم

کسی کابم زند بر آتش دل

به غیر از دیده ی پرنم ندارم

بهر جورم که خواهی امتحان کن

که من در صبر پای کم ندارم

ازان خوبا جفا کردم که هرگز

وفا چشم از بنی آدم ندارم

من و جام دمادم زآنکه بی جام

امید زیستن یکدم ندارم

به دل بس داغ دارم لیک در دل

رفیق اندیشه مرهم ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
  2. شمارهٔ ۲۳۱من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
  3. شمارهٔ ۲۳۲بی تو جانا زندگانی چون کنم
  4. شمارهٔ ۲۳۳شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
  5. شمارهٔ ۲۳۴به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۲۳۵دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
  7. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
  8. شمارهٔ ۲۳۷ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.