پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

بی تو جانا زندگانی چون کنم

زندگی بی یار جانی چون کنم

ای که می دانی فراق یار را

در فراق آنکه دانی چون کنم

شادمانی از غم من چون تو، من

بی غم تو شادمانی چون کنم

در جوانی توبه ی می مشکل است

توبه از می در جوانی چون کنم

صد زبان از بهر درد من کم است

شرح آن با بی زبانی چون کنم

از غمت درد نهان دارم به دل

با چنین درد نهانی چون کنم

راند ناکامم ز پیش خود رفیق

دور از او من کامرانی چون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
  2. شمارهٔ ۲۳۵دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
  3. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
  4. شمارهٔ ۲۳۷ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
  5. شمارهٔ ۲۳۸از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
  6. شمارهٔ ۲۳۹حال بسیار ناخوشی دارم
  7. شمارهٔ ۲۴۰به کار مشکل خود یاری از یاری نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۲۴۱زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.