پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

حال بسیار ناخوشی دارم

خاطر پرمشوشی دارم

دل ز آهم پر است هان ای خصم

که پر از تیر ترکشی دارم

هست از آه شعله ناک عیان

که نهان در دل آتشی دارم

بنظر درنیایدم مه نو

چشم بر نعل ابرشی دارم

دل من می کشد بجایی و من

با دل خود کشاکشی دارم

سگ خود خواندم بنامیزد

چه بت آدمی‌وشی دارم

در قدح از زلال شعر رفیق

بادهٔ صاف بی‌غشی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام
  2. شمارهٔ ۲۴۲به بلا زار و مبتلا که منم
  3. شمارهٔ ۲۴۳رخت جنت قدت طوبی است گفتم
  4. شمارهٔ ۲۴۴از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
  5. شمارهٔ ۲۴۵به عالم حاصلی جز غم ندارم
  6. شمارهٔ ۲۴۶چند از دست تو سوزد جان من
  7. شمارهٔ ۲۴۷پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
  8. شمارهٔ ۲۴۸بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.