پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم

جز آنکه جفا دیدم جز آنکه وفا کردم

گفتی ز غمم جایی کردی به کسی شکوه

این حرف کرا گفتم این شکوه کجا کردم

درمان چو نشد حاصل بر مرگ نهادم دل

یکچند دگر گیرم بیهوده دوا کردم

شاید که به صد خاری در خون کشیم آری

عشق چو تو خونخواری انکار چرا کردم

یک عمر جفا دیدم نادیده وفای تو

نالم ز که چون من خود بر خویش جفا کردم

صد دفعه فزون دیدم بیداد و ثنا گفتم

صد بار فزون گفتی دشنام [و] دعا کردم

آواز درا هرگز زین قافله نشنیدم

هر چند رفیق آواز مانند درا کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶چند از دست تو سوزد جان من
  2. شمارهٔ ۲۴۷پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
  3. شمارهٔ ۲۴۸بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
  4. شمارهٔ ۲۴۹شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
  5. شمارهٔ ۲۵۰دلم خواهد که جان در راه خوبان
  6. شمارهٔ ۲۵۱رخ مانند گلبرگ ترش بین
  7. شمارهٔ ۲۵۲دور شد از یکدگر دور ز جانان من
  8. شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.