پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

دلم خواهد که جان در راه خوبان

دهم شاید شوم دلخواه خوبان

چه خوبی ماه من کز حسرت تو

رود تا ماه هر شب آه خوبان

به اوج خوبرویی خوبرویان

همه ماهند و آن مه ماه خوبان

به خون افکندن چون من گدایی

نباشد از تو خواب ای شاه خوبان

رفیق این خوبی من بس به عالم

که هستم بندهٔ درگاه خوبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲دور شد از یکدگر دور ز جانان من
  2. شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
  3. شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
  4. شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
  5. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
  6. شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
  7. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  8. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.