پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن

زنهار بر صید حرم تیغ ای شکارافکن مزن

بر دل مزن تیر جفا ای دوست دشمن دوست را

ور می زنی بهر خدا بهر دل دشمن مزن

منما ز چاک پیرهن آن تن بهر کس جان من

وز رشک آن ای سیمتن چاکم به پیراهن مزن

دامن بقتل بی دلان چون برزنی ای دلستان

یا خون من ریز از میان یا بر میان دامن مزن

با مدعی ای نیک رو طفلی ز تو نبود نکو

افسانه در محفل مگو پیمانه در گلشن مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  2. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  3. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  4. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
  5. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  6. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  7. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
  8. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.