پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن

هلال عید به ابروی نیکوان دیدن

خوش است موسم گل روی نیکوان دیدن

به روی گل رخ نیکوی نیکوان دیدن

به پای گل نگریدن رخ بتان چگل

به طرف جو قد دلجوی نیکوان دیدن

دل مرا ز رخ نیکوان نگرداند

دمی هزار بد از خوی نیکوان دیدن

بگویمت که کدامست زندگانی نیک

به روز روی و به شب موی نیکوان دیدن

چنانکه خوی نکویان به من ستمکاریست

مراست خو، ستم از خوی نیکوان دیدن

ندیدن رخ نیکو به اعتقاد رفیق

به از رقیب به پهلوی نیکوان دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
  2. شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
  3. شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
  4. شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
  5. شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو
  6. شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
  7. شمارهٔ ۲۷۳دشمنی آن قدر که با ما تو
  8. شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.