پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو

از یار اگر یادی کند ای یار باری همچو تو

عمریست می سازم بتو اما کجا سازد دمی

با سازگاری همچو من ناسازگاری همچو تو

خواهم نگار از خون من بندی به پا اما کجا

بندد نگار از خون من برپا نگاری همچو تو

جز غم نباشد حاصلش در عشق دارد هر که او

امید غمخواری چو من از غمگساری همچو تو

همچون رفیق ای بی وفا صبر و قرارش کی بود

آن را که باشد آفت صبر و قراری همچو تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
  2. شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو
  3. شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
  4. شمارهٔ ۲۷۳دشمنی آن قدر که با ما تو
  5. شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو
  6. شمارهٔ ۲۷۵جان و دلم راست صد رخنه هر سو
  7. شمارهٔ ۲۷۶خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو
  8. شمارهٔ ۲۷۷افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.