پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو

کیست مرد نگه پرفن مردافکن تو

دلربائی نه لباسی است به قد همه کس

این قبا دوخته خیاط ازل بر تن تو

بوی پیراهن یوسف شنود بار دگر

گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن تو

تو در آغوشی که آئی که ندارد هرگز

غیر پیراهن تو راه به پیرامن تو

چه بود بهره ی گلچین ز تو ای گلبن ناز

که صبا دست تهی می رود از گلشن تو

تا بگردن همه عشق است دلا وادی عشق

مرو آنجا که بود خون تو بر گردن تو

اگر اینست سخن کس ننهد گوش رفیق

به سخن گفتن بلبل ز سخن گفتن تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
  2. شمارهٔ ۲۸۰ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
  3. شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله
  4. شمارهٔ ۲۸۲تنی دارد بنامیزد ز جان به
  5. شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟
  6. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
  7. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  8. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.