پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

جان می کندم ز تن کناره

یک لحظه مکن ز من کناره

غیر از تو گلی نکرده هرگز

از بلبل خویشتن کناره

کی جز تو که از منت کنار است

بت کرده ز اهرمن کناره

آنکو که وطن نیست فارغ (؟)

من چون کنم از وطن کناره

هرگز نشنیده ام که کرده ست

مرغ چمن از چمن کناره

کردم چه خطا که کرد از من

آن آهوی ختن کناره (؟)

گفتم که کناره کن ز اغیار

کرد از من ازین سخن کناره

از زاری من رفیق کردند

از من همه مرد و زن کناره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  2. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  3. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  4. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  5. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
  6. شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری
  7. شمارهٔ ۲۹۴بخشم از من گذر کردی و رفتی
  8. شمارهٔ ۲۹۵ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.