پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره

ندیده چرخ به نیکوئی ستاره ستاره

چه نسبت است به خوبان ستاره را که به نسبت

ستاره اند نکویان و ماهپاره ستاره

نظاره کن بعرق آن رخ ستاره فشان را

بروی ماه نکردی دگر نظاره ستاره

ربوده بود دمی خواب خلق چشم سیاهش

که بود خفته در آغوش گاهواره ستاره

نشان خوردن خون داشت آنزمان لب لعلش

که بود در بغل دایه شیرخواره ستاره

شب مرا نکند جز ستاره روشن اگر چه

دمد زهر طرفی مه زهر کناره ستاره

کنند ماه وشان در نقاب شرم نهان رخ

کند رفیق چو ماه رخ آشکاره ستاره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  2. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  3. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  4. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
  5. شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری
  6. شمارهٔ ۲۹۴بخشم از من گذر کردی و رفتی
  7. شمارهٔ ۲۹۵ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری
  8. شمارهٔ ۲۹۶خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.