پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

بخشم از من گذر کردی و رفتی

چه وه بود اینکه سر کردی و رفتی

ز فکر رفتنت آشفته بودم

مرا آشفته تر کردی و رفتی

خبر کردی مرا از رفتن خویش

ز خویشم بی خبر کردی و رفتی

نکرد آن با پدر یوسف ز رفتن

که با من ای پسر کردی و رفتی

چه بد دیدی ز وضع من که با من

چنین قطع نظر کردی و رفتی

نه تنها عزم رفتن کرد جان‌ها

تو چون عزم سفر کردی و رفتی

رفیق و ترک تو کردن محالست

تو ترک او اگر کردی و رفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
  2. شمارهٔ ۲۹۷مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
  3. شمارهٔ ۲۹۸به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی
  4. شمارهٔ ۲۹۹خوشا روزی و حبذا روزگاری
  5. شمارهٔ ۳۰۰شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
  6. شمارهٔ ۳۰۱بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی
  7. شمارهٔ ۳۰۲در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
  8. شمارهٔ ۳۰۳پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.