پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی

خلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی

نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتی

دلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی

مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما را

که عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی

بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردی

بغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی

ندارد بر فغان و ناله ام گوشی رفیق ارنه

بکویش روزها نالیدی و شبها فغان کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
  2. شمارهٔ ۳۰۱بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی
  3. شمارهٔ ۳۰۲در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
  4. شمارهٔ ۳۰۳پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
  5. شمارهٔ ۳۰۴از آن در سینه از من کینه داری
  6. شمارهٔ ۳۰۵به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
  7. شمارهٔ ۳۰۶ز می نام و نشان تا هست باقی
  8. شمارهٔ ۳۰۷اگر رود سر من چون حباب بر سر می
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.