پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

از آن در سینه از من کینه داری

که مهر دیگری در سینه داری

ز غیر من نمی دانم چه دیدی

که با او مهر و با من کینه داری

اگر نه عاشق رخسار خویشی

چرا دایم به کف آیینه داری

غم دیرین خورم تا چند ساقی

بیاور گر می دیرینه داری

بده می شنبه و آدینه تا چند

حساب شنبه و آدینه داری

چه حاصل گر نداری نقد عرفان

ز گوهر گر دوصد گنجینه داری

رفیق آخر روی عریان ز عالم

اگر اطلس اگر پشمینه داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶ز می نام و نشان تا هست باقی
  2. شمارهٔ ۳۰۷اگر رود سر من چون حباب بر سر می
  3. شمارهٔ ۳۰۸ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
  4. شمارهٔ ۳۰۹بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
  5. شمارهٔ ۳۱۰جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی
  6. شمارهٔ ۳۱۱جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟
  7. شمارهٔ ۳۱۲تو نامهربان مه همانی که بودی
  8. شمارهٔ ۳۱۳برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.