پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

تو نامهربان مه همانی که بودی

همان ماه نامهربانی که بودی

مرا آزمودی همه عمر و اکنون

همان در پی امتحانی که بودی

بر آن بودی اول که از در برانی

چو می بینمت بر همانی که بودی

دلم سوختی کاستی جان و بازم

مراد دل و کام جانی که بودی

به تو از وفا من چنانم که بودم

به من از جفا تو چنانی که بودی

همین از تو من تلخکامم وگرنه

تو آن شوخ شیرین زبانی که بودی

رفیق از غم آن جفا جو همانا

شکسته دل و ناتوانی که بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴چنان گشته ام ناتوان از جدایی
  2. شمارهٔ ۳۱۵دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
  3. شمارهٔ ۳۱۶خوش آن محفل که هر دم ساغر می
  4. شمارهٔ ۳۱۷ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
  5. شمارهٔ ۳۱۸نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
  6. شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  7. شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
  8. شمارهٔ ۳۲۱وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.