پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی

خوش کن دل من گاه به گاهی به نگاهی

از دور نگاهی سوی من کن که نباشد

از شاه و گدا دور نگاهی به نگاهی

بشکست نگاهش صف خوبان که شنیدست

طفلی شکند قلب سپاهی به نگاهی

هر روز برد آن که نگاهش دلی از راه

دی برد دلم بر سر راهی به نگاهی

نگذاشتم آن دل که چو جان یکدمش از دست

برد از کف من چشم سیاهی به نگاهی

زاهد چه بود جرم نگاهی به نکویان

جایی که بود کوه گناهی به نگاهی

بر دیده ی خونبار من آن قوم که خندند

خون گریدشان دیده الهی به نگاهی

گویند مه و مهری و گویم که نبرده است

از کس دل و دین مهری و ماهی به نگاهی

کی درصدد صید دل زار رفیق است

ماهی که رباید دل شاهی به نگاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  2. شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
  3. شمارهٔ ۳۲۱وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
  4. شمارهٔ ۳۲۲برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
  5. شمارهٔ ۳۲۳جور با ما می کنی تا می کنی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.