پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

خوش آن محفل که هر دم ساغر می

وی از من گیرد و من گیرم از وی

بیا نایی نوا سر کن دمادم

بیا ساقی قدح پر کن پیاپی

که خوش باشد می گلگون کشیدن

به بانگ ارغنون و ناله ی نی

نباشم شاد و خرم تا نباشد

به دستم ساغر و در ساغرم می

مشو مغرور حسن ای گل که دارد

بهار دلربائی در عقب دی

برآرم بی تو آه از سینه تا چند

ببارم بی تو اشک از دیده تا کی

رسد تا کی به گردون هایهایش

رفیق خسته را دریاب هی هی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
  2. شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  3. شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
  4. شمارهٔ ۳۲۱وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
  5. شمارهٔ ۳۲۲برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
  6. شمارهٔ ۳۲۳جور با ما می کنی تا می کنی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.