پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی

یار همه باشی و به ما یار نباشی

گر یار نباشی تو به ما عیب نباشد

شاهی تو چه عیب ار به گدا یار نباشی

مهری تو از آن رو نکنی میل به ذره

ماهی تو از آن رو به گدا یار نباشی

بی یار بود یار تو زیرا که تو بی مهر

با هر که بود باشی و با یار نباشی

مثل تو کسی را به جهان یار نباشد

گر با همه کس در همه جا یار نباشی

الفت ببر از خلق اگر مرد خدایی

تا یار به خلقی به خدا یار نباشی

بی یار نباشی چو رفیق ای دل بی کس

گر با همه کس بهر وفا یار نباشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
  2. شمارهٔ ۳۲۲برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
  3. شمارهٔ ۳۲۳جور با ما می کنی تا می کنی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.