پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی

همان دلم ز جفا می کشد به سوی فلانی

در آرزوی فلانی گذشت عمرم و شادم

چو عمر می گذرد هم در آروزی فلانی

به هر کجا که دو کس گفتگو کنند [من؟] آنجا

به این گمان که بود بلکه گفتگوی فلانی

فرشتگان همه عاشق شوند گر به نکوئی

نکو بود رخ مه چون رخ نکوی فلانی

وگرنه آب حیاتست چون خضر ز چه خلقی

روانه اند ز هر سو به جستجوی فلانی

بهانه جوست فلک در جفا وگرنه ندارد

بهانه جویی خوی بهانه جوی فلانی

نکوست روی فلانی چه بودی آه که بودی

نکو چو روی فلانی رفیق خوی فلانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
  2. شمارهٔ ۳۱۸نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
  3. شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  4. شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
  5. شمارهٔ ۳۲۱وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
  6. شمارهٔ ۳۲۲برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
  7. شمارهٔ ۳۲۳جور با ما می کنی تا می کنی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.