پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟

طریق یاری، آیین وفاداری چه می‌دانی؟

به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانی‌ها

طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه می‌دانی؟

نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری

غم و درد اسیری و گرفتاری چه می‌دانی؟

ز کس نام وفا ای بی‌وفا هرگز چو نشنیدی

چه می‌دانی وفاداری؟ وفاداری چه می‌دانی؟

من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم

تو رنجوری چه می‌فهمی؟ تو بیماری چه می‌دانی؟

به مهد ناز شب‌ها کاینچنین آسوده در خوابی

بلا و محنت شب‌ها و بیداری چه می‌دانی؟

رفیق از جور جانان گر به زاری می‌سپاری جان

ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه می‌دانی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
  2. شمارهٔ ۳۱۴چنان گشته ام ناتوان از جدایی
  3. شمارهٔ ۳۱۵دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
  4. شمارهٔ ۳۱۶خوش آن محفل که هر دم ساغر می
  5. شمارهٔ ۳۱۷ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
  6. شمارهٔ ۳۱۸نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
  7. شمارهٔ ۳۱۹حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  8. شمارهٔ ۳۲۰جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.