پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

ز می نام و نشان تا هست باقی

من و میخانه و مینا و ساقی

خوشست از دست خوبان صفاهان

می شیرازی و رطل عراقی

علاج تلخکامان چون ندارند

نکورویان به این شیرین مذاقی

به غیر من ترا مهر و وفا چند

بود آن دایمی این اتفاقی

چو در کوی توام ره نیست گردد

میسر با توام چون هم وثاقی

رفیق از فرقت جانان ازین پس

نگوید جز غزل‌های فراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
  2. شمارهٔ ۳۰۹بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
  3. شمارهٔ ۳۱۰جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی
  4. شمارهٔ ۳۱۱جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟
  5. شمارهٔ ۳۱۲تو نامهربان مه همانی که بودی
  6. شمارهٔ ۳۱۳برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
  7. شمارهٔ ۳۱۴چنان گشته ام ناتوان از جدایی
  8. شمارهٔ ۳۱۵دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.